راز دل افلاک به یک مشت گل و خاک
بنهفته به صورت بشرش نام نهادند
گه یوسف و یعقوب، گهی شیث و گه ایوب
گه نوح و گهی بوالبشرش نام نهادند
گه خواجه ی لولاک و گهی خسرو افلاک
گه باب شبیر و شبرش نام نهادند
خواندند گهی خواجه ی هر مُنعم و درویش
گه خالق هر خیر و شرش نام نهادند
القصه که از پرتو رخسار علی (ع) بود
یک جلوه که شمس و قمرش نام نهادند
زاده ز کمش آدم او زاده ز آدم
گاهی پدر و گه پسرش نام نهادند
در خاک نهان ریشه و از چرخ عیان شاخ
گاهی شجر و گه ثمرش نام نهادند