خانه ای را که فرو ریخته بر پا دارم
من که در تنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟
دل پر از شوق رهایی است، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم
چیستم؟! خاطره ی زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن ها دارم
با دلت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟
چیزی از عمر نمانده ست، ولی می خواهم
خانه ای را که فروریخته برپا دارم
http://hayhat.ir
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۱ ساعت 12:18 توسط پیدا
|
من مجتبی هستم امیدوارم تو این دنیای مجازی مفید باشم.